ابو القاسم سلطانى
427
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
منشاء گياه را آسياى صغير ، قفقاز و ايران دانستهاند كه از طريق كشورهاى حوزه مديترانه به اروپاى مركزى راه يافته است پراكندگى آن در ايران در جنگلهاى شمال از آستارا تا كتول گرگان مىباشد . تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : قرنها قبل از آنكه از ميوه درخت در تغذيه و درمان استفاده شود به جهت معطر بودن و بوى خوش آن به الههها تقديم مىشده است . در يونان قديم سمبل عشق و بارورى شناخته شده و به عروس قبل از وارد شدن به حجله تقديم مىشده است . تقريبا كليه ملل باستانى آن را مىشناختهاند و به آرامى Isfargal ، سريانى Sfarga ، يونانى Chrysomela ( - سيب طلائى ) ، Kudoneamela 1 * ، سنسكريتى Amritiphala ، پازند Spalyilya ، پهلوى " به " Beh ، پارسى درى آبى و بهى ناميده شده است و اخوينى با نام " آبى " آن را در كتاب خود آورده و در كتاب ارشاد الزراعه درباره وجه تسميه آن آمده است " حقيقت آنكه درخت به را آبى گويند آن است كه آن را آب بسيار بايد داد و از همه درختها بيشتر آب خورد و چون آب كم يابد ثمر آن خشك و خورد بود 2 * . پزشكان سنتى خواص و اثرات درمانى آن را چنين توصيف نمودهاند . براى معده خوب است ، پيشاب را زياد مىكند ، در اسهال مزمن صفراوى ، زخم معده ، خونريزى ، قى و اسهال كودكان و افشره آن در تنگنفس ارتوپنه و تنقيه جوشانده و ورم پستان موثر مىباشد . روغن آن 3 * قابض ، در زخمهاى دير درمانپذير ، تركخوردگى ناشى از سرما ، سوزش مجرا به هنگام دفع ادرار و گل آن در ضمادهاى قابض وارد ، و در ورم گرم چشم موثر مىباشد و اگر با شراب تناول گردد از استفراغ خونى ، اسهال ، خونروى زياد قاعدگى جلوگيرى مىكند ( دياسقوريدوس : 4 * ) . سفرجل خاموشكننده صفرا و تفاله آن خيلى ديرهضم مىباشد . مصرف زياد آن قولنج و درد عصب را به دنبال دارد بهويژه اگر با سيب گس و ترش خورده شود درد عصب را تشديد مىكند . لعاب دانه آن با شكر التهاب دهان ، حرارت چشم و تشنگى را بر طرف و قصبه الريه را نرم مىكند و ميبه 5 * معده را تقويت و استفراغ ناشى از بلغم را بند مىآورد ( رازى : 6 * ) . سفرجل " بهى " است دانه آن سرفه ناشى از گرمى و خشكى را تسكين مىدهد به خصوص اگر لعاب دانه به را با نبات و روغن بادام بخورند ( هروى : 7 * ) . از غذاهاى بادانگيز در استسقاء 8 * حذر بايد كرد . . . و در حميات غشييه 9 * بوئيدن آن خوب است ( اخوينى : 10 * ) ، به سريانى سفرگلا به رومى كدونى ( Kydunea ) مىنامند . بهترين آن سفرجل ريوندى است كه در نيشابور عمل مىآيد ( ابو ريحان : 11 * ) ، ريزش عرق ، استفراغ ، خمارى مستى را بر طرف و اشتها را زياد و اسهال را درمان مىكند و تشنگى را تسكين مىدهد و روغن آن براى گرده و مثانه خوب است ( ابن سينا : 12 * ) اگر افشره آن را در سوراخ قضيب بچكانند سوزش ادرار را درمان مىكند . اگر آن را پيش از طعام بخورند شكم را مىبندد و اگر بعد از غذا بخورند شكم را مىراند و چنانچه جوشانده آن را تنقيه نمايند در ترك خوردگى مقعد و رحم سودمند مىباشد ( انصارى : 13 * ) ، بهطور موضعى گرم كرده افشره آن در حساسيت دست و پا 14 * آزموده شده است . بريان كرده آن در آتش به حدى كه رنگ آن تيره شود